درباره ی نزاری
سعد المله والدین حکیم نزاری قهستانی
در کلیات نزاری که اکنون در موزه لنینگراد موجود است در آخر مثنوی ادب نامه ، نامش به این عبارت ذکر است ."تمام شد کتاب ادب نامه از قول ملک الشعراسعدالمله والدین نزاری قهستانی طاب ثراه " دانشمندان فقید عباس اقبال در تاریخ ادبیات مغول و دانشمند معاصر آقای آیتی بیرجندی درکتاب بهارستان نام نزاری را سعدالدین ذکرکرده اند. تاریخ تولد او را هیچ یک از تذکره نویسان ذکرنکرده اند ولی آنچه از مثنوی دستور نامه برمی آید سال تولدش 645 هجری است :
سپاس از خدا کاندرین شصت و پنج ز دندان نه زحمت کشیدم نه رنج
در جای دیگر میگوید:
ز هجر ت گذشته ده و هفتصد سرسال نو بسته ام این رصد درباره چگونگی تحصیل نزاری و طریق کسب معلومات وی نیز اساتید و تذکره نویسان چیزی ننوشته اند ولی آنچه از مضامین اشعارش درک میشود ، این است که به علوم متداول زمان خویش (که عبارت بوده از علوم قرآن ، حدیث و مبادی تصوف و نجوم و فلسفه ) آشنایی داشت . حکیم به غیر از زبان فارسی (که زبان مادری او بود) زبان عربی را نیز به خوبی میدانست . علاوه بر این به زبان ترکی آشنایی داشت . حکیم در ادبیات عرب اطلاع کافی داشت و از نابغه ، جریر و حسان و دیگران فقط نام نمیبرد بلکه درباره آثار آنها اظهار نظر میکرد . و نیکو نگه میکنم نظم حسان همان است وژاژی که صبیان بخانید بنابر نقل برتلس مستشرق شهیر روسی کلیات نزاری در موزه لنینگراد موجود است و آثاری به شرح از نزاری در آن درج است :1 - قطعات نزاری 2 - مثنوی بر وزن حدیقه 3 - دیوان غزل 4 -ترکیب و ترجیعات 5 - مقطعات 6 - ابیات مثنوی 7 - یک مثنوی کوتاه 8 - ادبنامه بر وزن شاهنامه 9 - دو نامه منظوم به مثنوی 10 - سفرنامه بر وزن مثنوی مولوی 11 - دستورنامه در آداب معاشرت 12 - کتاب ساقی نامه بر وزن خسرو و شیرین چنانچه از اشعار حافظ پیداست در غزلیات نزاری تتبع کرده وچندین غزل با همان وزن و قافیه ساخته و گاهی یک مصرع و یک بیت را با اندک تغییری ضمن غزل آورده است .جامی در بهارستان به این موضوع اشاره کرده وچنین نگاشته است : ((حافظ پیرو نزاری قهستانی است منتهی دراشعار نزاری غث و سمین بسیار است .
مرجع:نشریه شماره122آوای بیرجند
حکیم فرزانه ی قهستان
حکیم سعدالدین نزارى قهستانى (ه ق 645-721 مطابق با 626-699 شمسى) از سرایندگان بزرگ نیمه دوم سده هفتم و آغاز قرن هشتم است. اغلب تذکره نویسان از او بهنام نزارى فوداجى بیرجندى یاد کردهاند.
نزارى سه پسر به اسامى محمد، شهنشاه و نصرت داشته است. فرزند اول او محمد مىباشد که شعر نیز مىسروده و در عنفوان جوانى در گذشته است. نزارى در اشعار خود که ضمناً اعتقاد او را به بهشت جاودان مىرساند ، در مورد فرزندانش چنین سروده است:
مرا فضل بخشنده دین و داد
دو فرزانه فرزند شایسته داد
شهنشاه و نصرت به بخت جوان
گرامى دو شایسته مهربان
سه بودند از ایشان یکىاز قضا
ز دارالفنا شد به دارالبقا
خداوند بر رفته رحمت کناد
به فردوس اعلاش ماوا دهاد
برخى از اشعار حکیم حکایت از اعتقاد او به مشرب باطنیان دارد . او معتقد است که اعتقاد به امامت و پیروى از اهل بیت (ع) رااز پدر خویش آموخته است .
حق ازین پیش که در پیروى اهل البیت
معتقد کرد به اثبات امامت پدرم
چه قیامت که نمىدیدم اگر پیش از مرگ
ظاهرالعین نمىکرد کرامت پدرم
نزارى پیوسته مورد حسادت حسودان و معاندان و متعصبان زمان خود بوده و اغلب او رابه ملحدین نسبت مىداده اند. درحالى که هر غزل او تیغى بران در برابر ملالت گران دوران و یاوه سرایان زمان بوده است. او در برابر چنین نسبتهائى شعر خیام را تکرار مىکرد:
کفر چو منى گزاف و آسان نبود
محکم تراز ایمان من ایمان نبود
در دهر چو من یکى وآن هم کافر
پس در همه دهر یک مسلمان نبود
و یا در جایی دیگر چنین میسراید:
چرا ملحد همى خوانىکسى را کو به صد برهان
ز قرآن و خبر کرده است اثبات مسلمانى
تو خواهى ملحدم خوان خواه مشرک
اگر ناحق نداند ، حق علیم است
بسیارى از شعرا ونویسندگان از آن جمله جامى شاعر و عارف نامدار سده نهم برخى از اشعار حافظ را متأثر از اشعار حکیم نزارى مىدانند و یا به عبارت دیگر معتقدند که حافظ از شیوه نزارى پیروى کرده است.نزارى هم عصر سعدى بوده است. در بیرجند به حقیقت یا افسانه از دید و بازدید این دو چنین حکایت مىکنند: نزارى براى مصاحبت با سعدى رهسپار محل سکونت او مىشود . سعدى از او پذیرائى شایانى مىکند . نزارى از این وضع دلتنگ مىشود و به جاى چند ماه فقط چند روزى مىماند و باز مىگردد . وقتى سعدى رهسپار محل سکونت نزارى مى شود ، نزارى از او به سادگى پذیرائى مىکند. وقتى سعدى پس از مدتى تصمیم به بازگشت مىگیرد ، نزارى در شب هاى آخر از او پذیرائى شایانى مىکند . آن گاه سعدى متوجه بازگشت سریع نزارى و پذیرائى معمولى از او در ایام اقامتش مىشود و بر مراتب دوستى آنها افزوده مىگردد .
درکتاب تاریخ آل یاسر مشهور به حسامى واعظ ، ضمن بیان هم عصرى حکیم نزارى با سعدى ، آمده است که این دو با هم در شیراز و بیرجند صحبت داشتهاند . و شیخ یکى دو نوبت به عشق صحبت با او از شیراز به بیرجند آمده و ذکر او را در منظومات خود آورده است.
از تألیفات مهم حکیم به دیوان هاى زیر مىتوان اشاره کرد :
1- سفرنامه که شرح سفر دو ساله نزارى به سال 678 هجری قمری(3) به اصفهان است و شامل 1200 بیت مىباشد. و بروزن مثنوى معنوى است.
2- ادب نامه که داراى دوازده باب است و بر اساس شاهنامه فردوسى،کلیله و دمنه و... در 50 سالگى به سال 695 هجری قمری تنظیم کرده است .
3- ماجراى شب و روز کهدرسال 699 ه ق سروده و شامل 550 بیت است .
4- مثنوى ازهر و مزهر که بر وزن خسرونامه عطار و خسرو و شیرین نظامى مىباشد. وشامل 10000 بیت و در سال 700 هجری قمری سروده است .
5- دستورنامه که مشهورترین مثنوى نزارى مىباشد و بروزن اسکندرنامه نظامى در اوایل سال 689 ( 710 شمسى) سروده است .
غالب تذکره نویسان از نزارى با لقب حکیم یاد کردهاند لیکن او دراین باره چنین گوید :
ز نادانى نزارى را گروهى
چنان دانند کو مردى حکیم است
حکیم نزارى درسال 720 و یا 699( 721 شمسى) چشم از جهان فرو بسته است. مزار او در خیابانى که به نام و افتخار او در بیرجند نامگذارى شده و محل زیارت اهل بصیرت مىباشد ، واقع است .
........ ۱۸/ژوئن/۲۰۰۵ سکوت ........